سعی می کنم سلایقم رو در قالب چند مثال که کتابها و نویسنده های مشهوری هستند بیان کنم.

اگه شما هم با من هم سلیقه هستین یا دلایلی مبنی بر بی سلیقگی؟! من دارین (جرأت دارین بگین) ؛ اگه نظرتون با نظر من متفاوته یا با من موافقین؛ اگه کتاب جالبی رو می شناسین و می خواین معرفی کنین و نظر بقیه رو بدونین ؛ اگه در رابطه با کتابی می خواین بحث کنین یا دوست دارین راحت و بی دردسر با چند کتاب آشنا بشین و خلاصه هاشونم بخونین و بدونین این وبلاگ پذیرای شماست...

 

کم پیش میاد کتابی رو که انتخاب و شروع می کنم نیمه کاره رها کنم و حتماً یه نتیجه گیری کلی از نوع نوشته، سبک نویسنده و موضوع داستان دارم (تا عبرتی باشد برای دفعات بعد). در زمینه داستان، بیشتر کتابهایی رو انتخاب می کنم که در زندگی روزمره جنبه واقعی داشته باشند هر چند نمی تونم از علاقه ام به کتاب های جی.کی.رولینگ چشم پوشی کنم.از نظر من ته مایۀ طنز با چاشنی هیجان که به سبک نویسنده و نوع داستان برمی گرده از ارکان اصلی برای جذب و جلب نظر خواننده است. اما چیزی که برای هر خواننده ای (خوانندۀ کتاب نه آواز!) مهمتره نکات آموزنده و ارجاع به موضوعات علمی، فلسفی و ادبی است.

داستان هایی مثل تس اثر توماس هاردی و شبح اپرا از گاستون لوورو ، با نگرش اخلاقی، عرفانی و فلسفی شون خواننده را حتی به یادداشت برداری ترغیب می کند.( خلاصۀ این دو داستان را حتماً خواهم آورد.)

 

صد سال تنهایی اثر گابریل گارسیا مارکز از آن دسته کتاب هایی بود که برای به پایان رساندنش کوشش زیادی کردم ( که جداً صد سالی هم طول کشید) این کتابِ پر از شخصیت با اسامی نامأنوس، طولانی و مشابه آنقدر ذهن را درگیر و خسته می کند که با دو ساعت مطالعۀ مداوم آن به خلسه فرو می روید و من تازه چند روزی بعد از اتمام آن زمانیکه بالاخره توانستم افکارم را مرتب کنم متوجه مفاهیم فلسفی آن شدم.

برای اتمام کتابهای پائولو کوئیلو (بریدا، کیمیاگر، کنار رود پیدرا نشستم و گریستم، ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد، شیطان و دوشیزه پریم و زهیر) نیازی به تلاش نیست اگرچه من با طرز فکر و عقایدش مخالفم.

اقرار می کنم کتابهای تاریخی نظیر خاطرات اشرف مورد پسند من نیستند. این نظر از دید سیاسی مطرح نیست. نیازی به گفتن جمله مشهور " آن چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند" نیست که همه به آن واقفیم. در این کتاب اشرف حالت گناهکاری دارد که اشتباهاتش را توجیه می کند. در نتیجه همانطور که حدس می زنید این کتاب شرح یک زندگی سرشار از اشتباه و توجیهات آن هم با لحنی کاملاً آزرده است. همانطور که گفتم نظر من راجع به این کتاب از دید سیاسی نیست.این دقیقاً همان احساسی است که هنگام خواندن این کتاب و حتی بعد از گذشت چند ماه از مطالعۀ آن داشتم.( امیدوارم از موضع گیری های صریح من ناراحت نشین)

در مقابل این حسب حال، مدیر مدرسۀ جلال آل احمد با آن شخصیت تحسین برانگیزش با یک لحن صمیمی خواننده را با خود همراه می کند.

نوشته های ساده و صمیمانۀ زویا پیرزاد (چراغ ها را من خاموش می کنم و عادت می کنیم) و همچنین سیمین دانشور (جزیرۀ سرگردانی، ساربان سرگردانی و سووشون) از نظر من عامه پسند و دوست داشتنی هستند.

 

یک مرد اثر اوریانا فالاچی (که حتماً آن را به صورت خلاصه خواهم آورد) یک کتاب سیاسی سرشار از نکته های ادبی و اساطیری با لحنی بیش از حد صمیمانه! است که من آنرا هم دوست داشتم. اگر یک فرد سیاسی با روحیات ظلم ستیز هستید این کتاب را به شما پیشنهاد می کنم.( گاهی فکر می کنم در انتهای این کتاب سرشار از نکات جذاب، باید منابع و مراجع هم ذکر می شد. فالاچی یک خبرنگار زبده با اطلاعاتی وسیع و نهایتاً نویسندۀ توانمندی است که جذابیت کتابهایش مرهون کارکشتگی او در زمینۀ نویسندگی است.) موضوع این کتاب شوهر اوست. در مورد فالاچی و كتاب زندگی،جنگ و دیگر هیچ که پاسخی است به سوال کودکانه خواهرش دررابطه با زندگی بعدا بیشتر خواهم نوشت.

اما در مورد صادق هدایت؛ اقرار می کنم که نوشته های هدایت تاثیرات منفی شدیدی روی من دارند. بوف کور را که برای اولین بار می خواندم چون از سبک دیگر نوشته ها و روحیات و سرنوشت این نویسنده زیاد مطلع نبودم احساس افسردگی شدیدی به من دست داد. کتاب را نیمه کاره رها کردم. در مورد هدایت تحقیق کردم و علت را فهمیدم. طرز تفکر هدایت 180 درجه با من متفاوت بود. من سرشار از زندگی و او .... کتاب را دوباره خواندم. بار دوم آن تاثیر اولیه را روی من نداشت ولی اذعان می کنم که مفاهیم کتاب را درک نمی کردم. دوست دارم نظر شما را راجع به هدایت بدانم و البته مفهوم کتاب بوف کور را از دید شما ....

برای دوستان نوجوان علاقمند به کتاب و کتابخوانی از اونجا که منم سیر طبیعی رو گذروندم و یه زمانی نوجوان بودم! باید بگم که من اون موقع از کتاب های هیجان انگیز و کمی خشن خوشم میومد. کتابهای جک لندن ( سپید دندان و آوای وحش) و کتاب آرواره ها که نویسنده اش یادم نیست برای من جذاب بودند. کتاب های مؤدب پور و اعتمادی هم که متنی ساده و آمیخته با طنز دارد برای نوجوانان سرگرم کننده و جذاب هستند.