پرده جهنم
خلاصه داستان
حاكم بزرگ هوريكاوا، از بزرگترين حاكمان ژاپن است و هيچ چيز نميتواند حضور ذهن او را برهم بزند، جز يك پرده نقاشي، معروف به «پرده جهنم». اين پرده را «يوشي هيده» ، نقاش ماهري كه مردي است پنجاه و چند ساله و چهرهاي زشت و خبيث دارد، كشيده است. يوشي هيده دختري پانزده ساله دارد به نام «يوزوكي» كه از چهرهاي بسيار زيبا، جذاب و مهربان برخوردار است.
بسياري از مردم به يوشي هيده با ديده نفرت نگاه ميكنند و اين خشم از نقاشيهايي ناشي ميشود كه او در آنها بي شرمانه به اعتقادات و مقدسات مردم توهين روا ميدارد. از اين رو مردم به يوشي هيده، لقب «مخفيگاه روباه» ميدهند. با پيش رفتن داستان، از ايالت «تانبا» براي حاكم بزرگ بوزينهاي هديه ميآورند. يك روز پسر حاكم به خاطر سركشي بوزينه، با تركه درخت، حيوان را تعقيب ميكند. بوزينه از ترس جانش به «يوزوكي» پناه ميبرد و يوزوكي براي بوزينه از پسر حاكم طلب عفو ميكند و پسر حاكم بوزينه را ميبخشد.
به سراغ من اگر من می آیید